أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

51

تجارب الأمم ( فارسى )

اينها را از سوى عبد الله بن معتز ، به شهرستانها فرستادند . دستورى نيز به مقتدر دادند كه با مادر خود به « دار ابن طاهر » رود تا ابن معتز به « دار الخلافه » شود ايشان نيز با پذيرش و فرمانبردارى پاسخ گفتند . حسين بن حمدان فردا دوباره به « دار الخلافه » آمد ولى خدمتگزاران و غلامان و پادوها كه در آنجا بودند ، از پشت ديوار با وى جنگيده او را شكست دادند و او در پايان روز هر چه توانست از دارائى و خانواده و فرزندان خود را برداشته ، شبانه به موصل گريخت . در اين هنگام از سرداران بزرگ جز مونس خادم و مونس [ 1 ] خازن و غريب الخال [ 2 ] و وابستگان ، كسى با مقتدر نمانده بود [ 3 ] . پس چون فرمان ابن معتز به

--> [ = ] نخست وزير امروز است ، و على بن عيسى را به رهبرى ديوانهاى اصل گمارد ، كه هر يك به جاى يك وزارتخانهء امروزين بوده است ، و محمد بن عبدون را به رهبرى ديوانهاى زمام گمارد ، كه به جاى دفترهاى بازرسى امروزين بوده است . مقام رهبرى ديوانها در خ 6 : 338 « صاحب الديوان » خوانده شده ، در برابر وزير قرار گرفته است . مشكويه در آنجا از گفتهء ابن سكر به بختيار پسر معز الدولهء ديلمى آورد كه : ان هذا الديوان زمام له على الوزراء . . . اين ديوان زمام وسيلهء كنترل شاه است كه كار دبيران را بازرسى مىنمايد . [ ( 1 - ) ] M : معروف به فحل ( - خ 5 : 82 ) . [ ( 2 - ) ] M : غريب ، خالوى مقتدر ، برادر شغب مادر او است ( ابن اثير سال 322 ) در لغتنامه غريب الحال آمده است . [ ( 3 - ) ] M : چنان كه در پانوشتهاى خ 5 : 2 ، 3 ، 25 ، 82 نيز مىبينيم افزايش نيروى گنوسيسم اسلامى در آغاز سدهء چهارم كه معتضد و پسرش مقتدر را به سوى خود كشانيده بود ، سنيان را ترسانيده وادار كرد ، براى انتقال خلافت به ديگر فرزندان متوكل ناصبى بكوشند . ولى با آنكه برخى گنوسيستهاى غير ايرانى را نيز با خود همراه كرده بودند ، نتوانستند مقتدر را بر اندازند . ابن اثير از اينكه حسين بن حمدان با همه شيعيگرى كه مىداشت ، با ابن معتز ناصبى بيعت كرد . در شگفت است و از يحيا بن على ، در نكوهش ابن عمرويه رئيس پليس بغداد كه او نيز با ابن معتز بيعت كرد ، شعرى آورده است ، كه در يك بيت آن گويد : بيعت كردن اين رافضيان با آن ناصبى نمونهء دو روئى مىباشد . پيشدستى و مسابقهء ايرانيان و سريانيان براى زير بال گرفتن خليفه در اين تاريخ به صورت كشاكش سوسن و ابن فرات با كمك ابن عبدون ( خ 5 : 71 ) و كشاكش ابن فرات